تایتل قالب


http://uupload.ir/files/ngk0_juj.jpg

http://uupload.ir/files/j343_juj1.jpg

http://uupload.ir/files/lelk_juj2.jpg

http://uupload.ir/files/qcnx_juj3.jpg

http://uupload.ir/files/lsti_juj4.jpg

http://uupload.ir/files/ty1t_juj5.jpg

http://uupload.ir/files/yf2h_juj6.jpg

http://uupload.ir/files/7e4q_juj7.jpg

http://uupload.ir/files/26p7_juj8.jpg

http://uupload.ir/files/vidn_juj9.jpg

http://uupload.ir/files/a1xr_juj10.jpg

http://www.uupload.ir/files/erac_juj11.jpg

http://uupload.ir/files/z5hb_juj12.jpg

http://uupload.ir/files/06nb_juj13.jpg

http://uupload.ir/files/1tqr_juj14.jpg

http://uupload.ir/files/vgq3_juj15.jpg

http://uupload.ir/files/x05_juj16.jpg

http://uupload.ir/files/jop0_juj17.jpg


نظرات (۲۰)

  • میم ....
    سه شنبه ۲ شهریور ۹۵ , ۱۱:۱۲
    از صحنه اعدامش تو اون یکی فیلم بذار:))
    • author avatar
      سنا **
      ۲ شهریور ۹۵، ۲۰:۴۸
      باشه :)
  • رها
    سه شنبه ۲ شهریور ۹۵ , ۱۵:۰۰
    وقتی داشتم این قسمتو می دیدم کلی واسش گریه کردم واقعا قسمت غم انگیزی بود😭😭😭
    نباید می کشتنش 
    طفلکی
    • author avatar
      سنا **
      ۲ شهریور ۹۵، ۲۰:۴۹
      حیف بود
      خیلی مقتدر بود :|
  • کیم کی هو
    سه شنبه ۲ شهریور ۹۵ , ۱۶:۳۱
    این قسمت واقعا دردناک بود:(بغضم گرفت اون لحظه
    با اون همه شکوه و عظمت......خیلی دردناکه!!واقعا ناراحت کننده س
    "ممنون از دونگ ایی گذاشتی"
    این جمله که تو "" گذاشتم مناسبت داره
    به یاد اونی فاطیما گفتم
    اومد وبم گفت بهت بگم خیلی دلش برات تنگ شده ولی نمیتونه بهت سر بزنه...گفت سلامشو بهت برسونم
    • author avatar
      سنا **
      ۲ شهریور ۹۵، ۲۰:۵۶
      اوهوم :|

      الهی
      منم دلم براش تنگ شده
      انشاالله موفق باشه :)
  • 파티마 ^^
    چهارشنبه ۳ شهریور ۹۵ , ۰۰:۰۹
    سلامم عزیززززززز دلممممممم
    سناجونم خوبی؟؟
    دلم واست ی ذره شده‌
    ممنون ک از دونگی گذاشتی 
    فدااااااااات خیلییییی دوستت دارمممممم بهترین دوستمی عزیز دلممممم
    امیدوارم تو هم موفق باشی 
    اونی شرمنده ک نیومدممم موس کامپیوترم خراب بود شرمندتمم هم تو هم کی هو
    شما ها خیلییییی ب من کمک کردین 
    من همیشه مدیونتممم قربونت برممم
    واقعا ببخشید نتونستم بیامممم وقت زیادی نداشتممم این هفته همش امتحان داشتمم دوتا رو هم گندددددد زدمممممممم
    ببخشید وقتتو گرفتممم
    • author avatar
      سنا **
      ۴ شهریور ۹۵، ۲۰:۱۶
      سلام گلی
      ممنونم
      :) خواهش می کنم عزیزم
      لطف داری
      دور ازجون
      درس از هر چیز دیگه ای مهم تره
      انشاالله موفق باشی
  • ♑gaza♈e♑joo
    چهارشنبه ۳ شهریور ۹۵ , ۱۰:۲۱
    سلام اونی سنا خوبی؟
    وب زیبایی داری
    ممنون می شم به وب منم سربزنی 
    اگه باتبادل لینک موافقی خبرم کن
    وای عکسای باکیفتی هسن ممنون بخاطر آپت
    • author avatar
      سنا **
      ۴ شهریور ۹۵، ۲۰:۰۳
      سلام عزیزم
      ممنونم
      حتما
      متاسفانه با سایتی تبادل لینک نمی کنم
  • سارا
    سه شنبه ۹ شهریور ۹۵ , ۲۲:۵۲
    باید میکشتنش 
    • author avatar
      سنا **
      ۱۰ شهریور ۹۵، ۱۳:۱۲
      حیف این زن :|
  • سارا
    سه شنبه ۹ شهریور ۹۵ , ۲۲:۵۲
    رفت به درک شیطانی شدن بانو جانگو سانسور کردن 
  • سارا
    پنجشنبه ۱۱ شهریور ۹۵ , ۲۰:۴۲
    چرا شیطانی بود اینهیو را به کشتن داد دونگ یی وبچشو میخواست بکشه وبابای دونگ یی بیگناه کشتن 
    • author avatar
      سنا **
      ۱۱ شهریور ۹۵، ۲۲:۵۵
      :|
  • 🇰🇷єlђค๓🇰🇷
    شنبه ۱۳ شهریور ۹۵ , ۰۲:۰۲
    بد شدن بانو جانگ تقصیر خودش نبود بانو جانگ و امپراطور عاشق هم بودند ، ولی امپراطور تا دونگی رو دید دیگه از بانو جانگ سیر شد ، و حتی قبل از اون ملکه این هیون رو دوست داشت و با دیدن بانو جانگ از ملکه این هیون سیر شد ، اون دونه دونه رفت سراغ زن های دیگه و زن های قبلی شو فراموش کرد ، ملکه این هیون بعد از ورود بانو جانگ ساکت شد و چیزی نگفت و بعد امپراطور فکر کرد بانو جانگ هم مثل ملکه این هیون به ورود زن بعدی بی تفاوت می مونه به خاطر همین دونگی رو آورد تو قصر ، بانو جانگ هم از اون موقع به بعد بد شد ،پس باید به جای بانو جانگ خودش رو اعدام میکرد ، واقعا امپراطور آدم احمق و پستی بود

  • afsane dongyi
    شنبه ۱۳ شهریور ۹۵ , ۲۱:۲۶
    عالی هستی
    • author avatar
      سنا **
      ۱۴ شهریور ۹۵، ۰۱:۱۰
      ممنونم
  • جونگ اون سو
    يكشنبه ۱۴ شهریور ۹۵ , ۰۴:۰۰
    آخییییییییی چرا از صحنه های دردناک میذاری... طفلک بانو جانگ٬ از دونگی بیشتر دوسش میداشتم :(( همش اون برادر خل و چلش یه کار میکرد مینداختن گردن این زن :((((((((((((((((
    • author avatar
      سنا **
      ۱۴ شهریور ۹۵، ۱۸:۳۰
      :|
      از دونگی دوست داشتنی تر بود :)
      خخخخ
  • من
    دوشنبه ۲۲ شهریور ۹۵ , ۱۸:۵۰
    باید بگم بانو جانگ از اول  طمع مقام داشت  و با این انگیزه  همسر امپراطور شد 

    ولی  خیلی از برادر احمقش بدم می اومد
    امپراطور هم باید ازدواج میکرد چون اینهیون  بچه دار نمیشد   

    تازه در اون دوره بیش تر فرمانروا ها چند همسر داشتند اون امپراطور بیچاره هم یکیشون 
  • اوکیجون
    چهارشنبه ۲۴ شهریور ۹۵ , ۱۱:۵۰
    بیچار بانوجانگ برای نجات خانوادش  اخرش به گناهی که نکرده بود اعتراف کرد دلم بحالش میسوزه خیلی گناه داشت
    • author avatar
      سنا **
      ۲۴ شهریور ۹۵، ۱۷:۱۳
      حیف این زن :|
  • اوکیجون
    چهارشنبه ۲۴ شهریور ۹۵ , ۱۷:۱۷
    از این امپراطور بدم میاد بعد از اعدام بانو جانگ هیچکاری نکرد ؟
    اثلا اززمانی  که دونگی امد این فراموش کرد
  • پری
    پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ , ۱۰:۴۱
    دوستان انتظار دارین امپراطور هنوز بانو جانگ رو دوست داشته باشه😮😑
    بانو جانگ و برادرش مادر امپراطور رو کشتن 
    و اینهیون رو جادوی سیاه کردن
    خونه دونگی هم آتیش زدن 
    دیگه از چه عشقی حرف میزنین 


    منم اینجا دلم براش سوخت ولی حرفی دونگی که براش از سرنوشت گفت خیلی قشنگ بود 
    بانو جانگ هم اینجا گفت من احمق بودم که اون کار ها رو کردم
  • پری
    پنجشنبه ۸ مهر ۹۵ , ۲۰:۴۱
    دوستان از کدام عشق حرف میزنین
    😲 
    بانو جانگو برادرش مادر امپراطور رو کشتن 
    ملکه بی چاره رو جادو کردن
    میخواستن دونگی و بچش رو بکشن دیگه چه عشقی باقی میمونه  
    درسته بانو جانگ تو اوردن جادوگر و آتش زدن  خونه دونگی تقصیری نداشت برادر و مادر نادونش کردن ولی مهم این است  که بانو جانگ آرزوش بود ملکه ،دونگی و بچش بمیرن 😣


    ناگفته نمونه بانو جانگ خیلی مغرور بود این طوری نباید میمرد  باید همون طور که امپراطور گفته بود خود کشی میکرد مرسی😘
  • سارا
    جمعه ۲ تیر ۹۶ , ۱۸:۴۳
    با خودخواهی وهرس وطمع خودش باعث شد اعدام بشه
  • مرسانا
    دوشنبه ۲۱ آبان ۹۷ , ۱۴:۱۷
    اولاینکه لازم به ذکر هستش که بانو جانگ ملکه اینهیون رو نکشت بلکه مادرش بود وهمینطور اون مامان امپراطور نکشت داداشش بودو همینطور اتیش زدن خانه دونگی هم کار مامانش بود و بدون هماهنگی این انجام شد ولی خوب اقدام به قتل دونگی کار خودش بود. نمیشه گفت بانو جانگ بی تقصیر نیست ولی امپراطورم خدایی خیلی بیانصاف خود خواه بود بیشتر مقصرر بود اگه کسی که خیلی دوسش دارید یکی دیگرو دوست داشته باشه وو مثل آشغال پرتت کنه خدای حسودی نمیکنید؟ خدایی نباید اعدام میشد درواقع فوق فوقش باید تبعید می شد ولی به نظرم برای یک فردی که غرور داره بهترین مرگ ممکن بود و با غرورو اقتدار مرد و عزیزانم در واقع این فیلم با واقعیت یک تفاوت های کوچکی داشت برای مثال دونگی یک خواهر بزرگتر از خودش هم داره ولی در فیلم دیده نشد و یا اصلا دونگی و امپراطور اینطوری با هم آشنا نمیشن  پس قضاوت نکنید
  • نیلوفر کیانی
    چهارشنبه ۲۳ آبان ۹۷ , ۰۹:۳۵
    اون قسمت که بانو جانگ دستگیر میشه بعد امپراطور میاد  میگه اولش از دست خیلی اعصبانی بودم ولی بعد فکر کردم تو تنها مقصر نیستی منم تا حدودی مقصر و....بعد ازش می خواد خودکشی کنه ولی بانو جانگ میگه هرگز من کار اشتباهی نکردم تنها اشتباهم اینکه عاشق شما شدم حالا به خاطر همچین اشتباهی می خوام تاون اشتباهم  بدم من با سم بکشید تا زجر ازدست دادن که این همه سال عاشق تون بودم شما بکشید . این گفتو گو شون خیلی دوست داشتم 🤗🤗🤗🤗🤗
    در پآسخ به مرسانا
  • فاطمه
    پنجشنبه ۲۴ آبان ۹۷ , ۱۹:۱۷
    سلام.با شما موافقم.ولی قبل از بانو جانگ دونگی مقصر بود چون تو هر کاری سرک می کشید و دخالت می کرد و دردسر می ساخت.
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">

لباس کده من و مری

در این وب همه چی هست :)

دوستان اگر صفحه وب سنگین شده از مرورگر فایر فاکس استفاده کنید تا مشکل حل بشه

طبقه بندی موضوعی